الملا فتح الله الكاشاني
168
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ما از رتبهء اعتدال منحرف شده بود حقتعالى آن را و حكم آن را بر رسول خود تفويض نمود و فرمود كه * ( قُلِ الأَنْفالُ ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله كه حكم غنيمتها * ( لِلَّه ) * مر خداى راست * ( وَالرَّسُولِ ) * و فرستادهء او را كه قسمت كند بر هر كه خواهد * ( فَاتَّقُوا اللَّه ) * پس بترسيد از خداى و مخالفت و منازعه منمائيد * ( وَأَصْلِحُوا ) * و بصلاح آوريد * ( ذاتَ بَيْنِكُمْ ) * حالى كه ميان شما است از خصومت و منازعه بمواساة با يكديگر و تسليم امر به خدا و رسول يقال اللهم اصلح ذات بيننا اى اصلح الحال التي بها نجتمع و در مجمع گفته كه ذات در اصل لغت بمعنى خلقة و نيت است يقال فلان فى ذاته صالح اى فى خلقته و به نيته پس معنى آنست كه بصلاح آريد نفس يكديگر را در ميان يكديگر * ( وَأَطِيعُوا اللَّه ) * و فرمان بريد خداى را * ( وَرَسُولَه ) * و فرستادهء او را در آنچه فرمايد در باب غنايم * ( إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * اگر هستيد مؤمنان چه ايمان مقتضى طاعت و تقوى است و مستوجب امتثال در او امر و نواهى يا اگر هستيد از كاملان در ايمان چه كمال ايمان بطاعت و امتثال اوامر است و اتقا از معاصى و اصلاح ذات بين بعدل و احسان و چون اين آيه نازل شد و حكم آن را بر رسول خود تفويض فرمود و آن قدوهء آدميان ميان مسلمانان قسمت عدل فرمود ما خلقهاى خود را باصلاح آورديم و در مجمع آورده كه عكرمه از ابن عباس و مجاهد و قتاده و ضحاك و ابن زيد روايت كرده كه مراد غنيمت روز بدر است و بروايت حسن بن صالح برخى انفال سرايا است و نزد عطا مراد هر چيزيست كه از مشركان بدست مسلمانان افتاده از غلام و كنيز بدون قتال و بروايت ديگر از ابن عباس مراد هر چيزى است كه بعد از قسمت غنايم پيدا بشود از فرس و رمح و درع و بروايت ديگر از او سلب رجل است و فرس او و نزد مجاهد خمس است كه از براى اهل آن واجب گردانيده و بروايت صحيحه از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام مراد از انفال آن چيزيست كه از دار الحرب فرا گيرند به غير قتال و هر موضعى كه اهل آن بدون قتال از آن جلاى وطن كرده باشند و فقها اين را فيء ميگويند و ميراث من لا وارث له و قطايع و صفاياى ملوك گاهى كه از اهل اسلام غضب نكرده باشند و آجام و بطون اوديه و ارضين موات و غير آن از آن چه در مواضع خود مذكور شده مر خدايراست و رسول او را و نيز از صادقين عليه السّلام مرويست كه آن چه مذكور شد مر خدايراست و رسول او را صلَّى اللَّه عليه و آله و بعد از آن هر كه را كه قايم مقام او باشد صرف آن نمايند هر جا كه خواهند از مصالح خود و هيچكس را از رعيت حقى نيست و در زمان غيبت امام شيعهء ماراست كه در آن تصرف كنند از مآكل و مناكح و مساكن و نيز فرمودهاند كه غنايم بدر مخصوص به حضرت رسالت بود صلى اللَّه عليه و آله بهر كس كه ميخواست ميداد و